۱۳۸۷ بهمن ۳, پنجشنبه

صلح در خاورمیانه، طناب دار ولایت خامنه ای

مهدی سامع

mehdi.samee@gmail.com

تهاجم گسترده هوایی و زمینی ارتش اسرائيل به نوار غزه که 22 روز تداوم داشت و همزمان پرتاب موشک از جانب حماس به اسرائيل یک بار دیگر بحران در خاورمیانه را به موضوع اول رسانه های گروهی تبدیل کرد.

بمبارانهاي بي رحمانه ارتش اسرائيل كه منجر به كشتار مردم عادي از جمله كودكان و سالخوردگان در نوار غزه شد، سیمای این جنگ بی حاصل را به نمایش گذاشت.

علت جنگ و بهانه آن هرچه باشد کشتن شهروندان غیرنظامی از جانب دو طرف و به ویژه از جانب اسرائیل که بی محابا مناطق مسکونی را بمباران می کند، محکوم است.

12 روز پس از آن که اسرائیل و حماس قطعنامه ۱۸۶۰ شورای امنيت سازمان ملل که طرفین متخاصم را به يک آتش بس فوری دعوت می کرد را رد کردند، روز شنبه 28 دی(17 ژانویه) كابينه امنيتی اسرائيل با 8 رای مثبت، 2 رای منفی و یک رای ممتنع به نفع آتش بس يكجانبه در جنگ 22 روزه عليه حماس در نوار غزه راي داد.

روز یکشنبه 29 دی حماس با یک آتش بس به مدت یک هفته موافقت کرد.

حماس قبلا برای قبول آتش بس شرایطی همچون خروج نیروهای نظامی اسرائیل، بازگشایی گذرگاهها و رفع محاصره غزه را مطرح کرده بود و بدین ترتیب قبول آتش بس از جانب حماس یک عقب نشینی از خواسته ها و شرایط قبلی حماس است.

بدین ترتیب جنگي كه در آن بيش از 1300 تن از فلسطينيها و 13 تن اسرائیلیها قربانی آن شدند به طور موقت پایان یافته و این در حالیست که دو طرف بر پیروزی خود و شکست طرف مقابل پافشاری می کنند.

نخست وزیر اسرائیل می گوید عملیات نظامی اسرائیل به اهدافش در غزه رسیده و حماس را شکست داده است.

اسماعیل هنیه، رهبر حماس در غزه، روز یکشنبه عملیات نظامی اسرائیل در غزه را شکست خورده اعلام کرد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه سخنگوي حماس اعلام کرد که «دشمن صهيونيستي بايد تمام تهاجمهای خود را متوقف نمايد و به طور كامل از نوار غزه خارج گردد، محاصره را بردارد و گذرگاهها را باز كند.»

اهود باراك وزير دفاع اسرائيل طي كنفرانس مطبوعاتي گفت:«درصورت ضرورت اسرائيل عمليات نظامي را از سر مي گيرد.»

نبيل ابو ردينا، سخنگوي دولت محمود عباس به خبرگزاري فرانسه گفت:«اين تصميم اسرائيل جهت آتش بس اولين گام است و بايد همراه با آتش بس محاصره غزه پایان یافته و نيروهای اسرائیل از غزه خارج شوند.»

همزمان با این آتش بس اجلاسی با شرکت بعضی از سران کشورهای اروپا، بان كي مون دبيركل سازمان ملل و حسنی مبارک رئیس جمهور مصر در شرم الشیخ برگزار شد. هدف از این اجلاس بررسی طرح صلح مصر و ایجاد شرایطی برای رفع محاصره غزه است. اسرائیل و حماس هر یک به گونه ای از جانب شرکت کنندگان در این اجلاس در جریان مذاکرات قرار گرفته اند. خواستی که اسرائیل مطرح می کند اتخاذ تدابیر موثر برای جلوگیری از انتقال جنگ‌افزار از دریا و زمین به غزه است.

حماس که تمامی مذاکرات صلح ميان دولت اسرائيل و دولت فلسطین به ریاست محمود عباس را رد کرده است خواستار رفع محاصره و بازگشایی گذرگاههای غزه است.

گرچه رفع محاصره غزه و آتش بس و مذاکره برای صلح اهمیت زیادی دارد، اما به فرض آن که این خواسته ها تحقق پیدا کند، صلح برقرار نمی شود. هر گام که اسرائیل در جهت اشغال سرزمینهای فلسطین بر می دارد و هر تلاشی که در جهت نفی موجودیت اسرائیل صورت می گیرد، هیزم آتش جنگ بیشتر انباشت می شود. تحقق دو خواست زیر و تعهد همه ی طرفهای درگیر بدان می تواند پروسه صلح را سرعت می بخشد.

الف-تشکیل کشور و دولت مستقل فلسطین بر اساس مرزهای سال 1967 و به رسمیت شناختن آن از جانب دولت اسرائیل.

ب-قبول کشور اسرائیل و به رسمیت شناختن دولت اسرائیل از جانب فلسطینیان و قبول هلوکاست به عنوان یک رویداد تاریخی از جانب فلسطین.

از همین نگاه می توان طرفداران جنگ و صلح را در دو طرف تشخیص داد.

انکار موجودیت اسرائیل و نفی هلوکاست و یا عدم تمکین به خواست فلسطینیها دو روی سکه جنگ طلبی است که مردم فلسطین و اسرائیل زیان کننده واقعی آن هستند و در مقابل نیروهای جنگ طلب در درون اسرائیل و رژیم حاکم بر ایران که حیات خود را در توسعه جنگ و بحران می دانند بیشترین بهره برداری را از جنگ می کنند.

بر باد رفتن پیمان صلح اسلو که یک فرصت تاریخی برای دوطرف بود و می توانست به ایجاد یک کنفدراسیون بین سه کشور اسرائیل، فلسطین و اردن تبدیل شود و کارشکنی نیروهای جنگ طلب در اسرائیل که با ترور رابین و نادیده گرفتن نقش یاسر عرفات، تابوت پیمان اسلو را چهار میخه کردند، بهترین فرصت برای رژیم ایران که صلح در خاورمیانه را طناب دار خود ارزیابی می کرد به وجود آورد. بنابرین وقتی اسماعیل هنیه از جانب حماس و با تکیه بر نتایج انتخابات در فلسطین و با جنگ چند هفته ای با فتح به جدا سازی غزه و ایجاد یک دولت فلسطنی-اسلامی در غزه که بر انکار موجودیت اسرائیل متکی است مبادرت ورزید این تنها حکام تهران بودند که از این اقدام که شکاف بزرگ در درون مردم فلسطین بود، استقبال کردند. پس از آن محاصره غزه از جانب اسرائیل که هزینه سنگینی برای مردم محروم و ستمدیده غزه در برداشت و در عمل در تدارکات نظامی حماس هیچ مانعی ایجاد نکرد، سبب آن شد که حماس با خاتمه آتش بس و آغاز موشک پرانی به اسرائیل، آن هم در آستانه انتخابات در اسرائیل و پس از انتخاب اوباما به ریاست جمهوری آمریکا، بهانه مناسب برای حمله اسرائیل به غزه فراهم کند.

در این شرایط بحرانی نیروهای صلح طلب در دو طرف جدال تلاش گسترده ای برای تحقق صلح انجام دادند. نیروهای مدافع حقوق بشر در اسرائیل اعلام کردند که در حال تنظیم شکایتی علیه فرماندهان ارتش به خاطر بمباران مردم فلسطین هستند.

شخصیتهای صلح طلب و جریانهای چپ در اسرائیل نیز خواستار پایان عملیات نظامی و شروع آتش بس شدند. از جانب فلسطینیها نیز بسیاری از روشنفکران و شخصیتهای صلح طلب ضمن محکوم کردن آتش افروزی رژیم ایران، خواستار توقف جنگ و پایان محاصره غزه شدند.

رژیم ولایت فقیه به مثابه یک نیروی بحران زا که امنیت خود را در زیستن در بحران و صدور بحران می داند، نقشی آشوبگرانه و توطئه گرانه در خاورمیانه به عهده گرفته است.

در بیستمین روز جنگ سید علی خامنه ای طی پیامی به اسماعیل هنیه ضمن تحقیر کشورهای عربی در جنگ 6 روزه در سال 1967 «جهاد» حماس را «رسوا کننده» و «آمریکا و رژیم صهیونیستی و حامیان آنان و سازمان ملل و منافقان امت اسلامی» دانست. خامنه ای در نامه خود می نویسد:«خیانتکاران عرب هم بدانند که سرنوشت آنان بهتر از یهودیان جنگ احزاب نخواهد بود.»

روز 19 دی ولی فقیه رژیم در یک سخنرانی تائید کرد که ولایتش «الگو و مركز مقاومت در منطقه است.» در این سخنرانی خامنه ای گفت:«در مساله غزه به ويژه از جوانان مؤمن و پرشوري كه با حضور در فرودگاهها و مناطق ديگر خواهان رفتن به غزه شده‌اند تشكر مي‌كنم، اما بايد توجه كرد، در اين عرصه دست ما بسته‌ است.»

البته خامنه ای که ولایتش را ام القرا کشورهای اسلامی می داند، واقعیت را همانگونه که وجود دارد بیان نمی کند. نوار غزه یکی از متراکم ترین مناطق مسکونی جهان محسوب می شود. در غزه با مساحت حدود 360 کیلو متر مربع بیش از یک ملیون و پانصد هزار تن زندگی می کنند و بنابرین حماس از نظر نیروی انسانی نیازی به مزدوران خامنه ای ندارد. آن چه حماس نیاز دارد پول، سلاح و اطلاعات است که خامنه ای بی دریغ در اختیار آنان قرار داده است.

حکام ایران بدون توجه به زندگی مردم محروم ایران بخش زیادی از درآمدهای کشور را صرف توسعه بنیادگرایی اسلامی و صدور تروریسم می کنند. در حالی که طی 8 ماه اول امسال 17 هزار نفر از مردم ایران بر اثر تصادفهای جاده ای جان خود را از دست داده اند(روزنامه ایران:10 دی)، و در شرایطی که فقط در هفته اول دی ماه 549 تن در تهران به علت آلودگی هوا جان خود را از دست داده اند(روزنامه سزمایه:8 دی)، خامنه ای برای حفظ ولایتش به دروغ برای مردم غزه دلسوری می کند و هزینه سیاست توسعه بنیادگرایی اسلامی را با گوشت و پوست و خون مردم ایران می پردازد.

بنابرین هر ایرانی صلح طلب جدی تلاش می کند که آتش افروزی و توطئه گری رژیم ایران در جدال بین فلسطین و اسرائیل را در حد توان خود خنثی کند. هر گام در مهار جمهوری اسلامی از جانب مردم ایران، پروسه تحقق خواسته های بر حق مردم فلسطین را سرعت می بخشد.