ه‍.ش. ۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۱, شنبه

شنبه 11 اردیبهشت 1389 - 1 می 2010

بیانیه سازمان چریکهای فدایی خلق ایران

به مناسبت اول ماه مه، روز همبستگي جهاني كارگران

جنبش توانمند کارگری در سالی که گذشت

مصاحبه مریم افشاری با آقای علی رضا بیانی، شورای همکاری تشکلها و فعالین کارگری

نبرد خلق به صورت یک فایل پ د اف

فراسوی خبر... 11 اردیبهشت

روز کارگر، نُقطه وصل جزیره های اعتراض

منصور امان

در میان موجی از پُشتیبانی و اعلام همبستگی اقشار دیگر اجتماعی و نیز بر نوک توجه همگانی، امروز جلو داران سیل مُعترض کار و معیشت در سراسر کشور، در هر جا که بتوانند، آرایش خواهند گرفت تا وضعیت فوق العاده ای که ولی فقیه و باند او تحت آن حُکومت می کُنند را به گونه خطرناکی عُمق ببخشند.

امروز وقتی کارگران برای اعتراض به وضعیت کار و زیست و بیان مُطالبات شان به خیابان می روند یا تجمُع می کُنند، حُکومتی را در برابر خود خواهند یافت که نه برای دور کردن مُقتدرانه آنها از "سُفره نفت" بلکه، به قصد زبونانه ی دفاع از "خیمه نظام" به میدان آمده است.

امروز و اینک هر مُطالبه برآورده نشده صنفی، هر ریالی که از کف مُزدبگیران ربوده می شود، آماج اعتراضی که برمی انگیزد را در خود نهُفته دارد. جُنبش اجتماعی در جریان مُبارزه پُر شور خود در ماه های اخیر، نظام استبدادی – مذهبی و نماد آن، شخص خامنه ای را به مثابه سرچشمه ی بیداد نشان کرده و سدهای سیاسی و تابوهای ساختگی و ریاکارانه برای جلوگیری از انگُشت نهادن بر زخم را بی پروا به کنار زده است.

آقای خامنه ای و حُکومت اش به مُخاطب اصلی خواسته هایی که طبقه کارگر و مُزدبگیر مطرح می کُند، تبدیل شُده اند. به لُطف لگد مال شُدن بر کف خیابان، ولی فقیه و شُرکا نه اشباحی با حُضور نامحسوس بر فراز ستم اقتصادی، بر فراز گُرسنگی و بیکاری که تجسُم زنده آن انگاشته می شوند. از این رو نه فقط امروز، 11 اردیبهشت که آقای خامنه ای گردهماییهای کارگران را ممنوع اعلام کرده است بلکه، او هیچ زمان دیگری هم به حال خود مُفید نمی داند که کارگران دست بر چراغ خواسته های خود بمالند و جن ولی فقیه را حاضر کنند.

شدت هراس حُکومت از این امر هنگامی بهتر آشکار می شود که به جمع شدن بساط یک دُکاندار همیشگی در سر فصلهای کارگری و انتقال آن به پُشت جبهه توجُه گردد. در سال جاری، حُکومت از خدمات تشکُل دست ساز خود به نام "خانه کارگر" که از آن برای خاک پاشی به چشم کارگران، دادن پُز بین المللی و محملی برای سرکوب تشکُلهای مُستقل کارگری استفاده می کرد، چشم پوشی کرده است. حُکومت با این اقدام اعتراف کرده است که زیر فشار انرژی مُتراکم شده اعتراضی، سوپاپ اطمینان سُنتی آن برای کانالیزه کردن حرکت کارگران به کُلی بی خاصیت شده است.

اما مُهمترین و پُر دامنه ترین دستاورد 11 اُردیبهشت 89، به جریان اُفتادن عملی پروسه جوش خوردن جزیره های اعتراض در جامعه به یکدیگر است. تمرکُز ذهنی کوشندگان جُنبش اجتماعی به این مُهم، می تواند نشانه اُمید بخشی از درک ضرورت آن در گُسترش مُبارزه انگاشته شود.