ه‍.ش. ۱۳۸۷ اسفند ۱۱, یکشنبه

فراسوی خبر ... پنجشنبه 8 اسفند

بر افروختن شعله اعتراض با هیمه انسان

جعفر پویه

فقر، بیکاری، گرانی سرسام آور و بحران فزاینده اقتصادی کمر بسیاری را در زیر بار تامین معاش روزانه خود و خانواده هایشان شکسته است. سفره‌ها خالی و چشم کودکان به دست والدین و خانه سرد و بی روح مانده است. به همین دلیل پدر خانواده برای دادرسی و یا درخواست کمک به سوی نمایندگان مجلس روی می آورد اما او را با بی‌شرمی از آنجا می رانند. وقتی کارد به استخوان رسیده باشد، هنگامی که تمام راه ها برای حداقل حقوق انسانی یعنی، تامین قوت روزانه به بن بست می رسد، زمانی که پیش چشم کودکانت شرمنده ای، وقتی که کرامت انسانیت توسط عده ای بی شرم لگدکوب می شود و به هیچ گرفته می شوی، برای دفاع از شرافت انسانی‌ات چه خواهی کرد؟ این گونه است که عاصی مردی بی پناه و درمانده، آخرین راه را برای دفاع از حیثیت و کرامت انسانی خود برمی گزیند و با مقداری ماده آتش زا مشعلی از تن خویش بر می فروزد تا صدای دادخواهی خود و امثال خود را به گوش و چشم بسیاری برساند. تن مشتعل شعله می کشد تا پلشتی و هتک حرمت بر او روا شده را بشوید و اخگری باشد در چشم ناکسانی که ثروت ملی را غارت می کنند و به زخم خون چکان صاحبان اش نمک نیز می پاشند. "محمد رضا کلاورزانی مقدم" هنگامی که از مقابل مجلس آخوندها رانده می شود و هیچ کس حاضر به شنیدن شکایت او از فقر و بیکاری نیست، در برابر چشم همگان خود را به آتش می کشد تا اینگونه صدای اعتراض خود را برساند و کودکانش در آینده بدانند که او همه راه ها را برای لقمه ای نان تا انتها پیموده بود. شرم بر لاریجانی، آیت الله زاده ی بی آبرو باد که از تریبون مجلس او را "فردی معتاد و روانی و کلاً خطرناک" اعلام کرد. کلاورزانی مقدم در نامه ای که از خود باقی گذاشته دلیل خود سوزی خود را فقر و بیکاری اعلام کرده است. در همین رابطه روشن، بازپرس شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران به خبرنگاران می گوید: "تا این لحظه اعتیاد وی ثابت نشده و از نظر ما این فرد معتاد نیست." همزمان، پاسدار اسماعیل کوثری، یکی از فرماندهان سابق سپاه که اکنون در مجلس آخوندها کرسی نمایندگی را اشغال کرده است به خبرنگاران می گوید: "کسانی که فرد یاد شده را جانباز معرفی کردند، موجبات سوو استفاده سیاسی بیگانگان را از ماجرا فراهم کردند." اما اندکی از این گفته نگذشته بود که اعلام گردید فردی بنام "حجت الله فرزاد" که بنا به گزارش منابع رژیم، جانباز شیمیایی و از اهالی خرم آباد بود، در برابر "بنیاد شهید" خود را به آتش کشیده است. یکی از مسوولان "بنیاد شهید" برای جلوگیری از واکنش آیت الله زاده هایی مثل لاریجانی، با تاکید موکد به خبرنگاران می گوید: "قبل از هرگونه واکنشی به این خبر اعلام می‌کنیم که آن مرحوم سابقه اعتیاد به هیچ نوع مواد مخدری نداشته است." حال پاسداران مجلس نشین کوثری و لاریجانی، چگونه عدم اعتیاد و جانباز بودن فرزاد را رد خواهند کرد تا موجب سوواستفاده سیاسی بیگانگان نشود؟ روز یک‌شنبه (چهارم اسفند) نیز جوانی که خود را اهل کنگاور کرمانشاه معرفی می کرد، به علت مشکلات عدیده در برابر کتابخانه دانشگاه تهران خود را به آتش کشید. این درحالی است که به علت سانسور شدید حکومتی بر منابع خبری، خودسوزی فردی در روز سه شنبه (دهم بهمن) در برابر ساختمان ریاست جمهوری که ابتدا یکی از زلزله زدگان بم اعلام شد، تا کنون حرفی به میان نیامده و هویت وی نامعلوم است. دزدان و چپاولگران ثروت ملی مردم ایران چیزی جز سیه روزی و فقر برای مردم به بار نیاورده اند. اینان تبهکارانی هستند که نان کودکان مردم را به یغما می برند. سفره بسیارانی خالی است و دستگاه انگ زنی و متهم سازی آیت الله ها و آیت الله زاده های بی شرمی همچون لاریجانی، آنها را به فساد، اعتیاد و روانی بودن متهم می کند. باید خانه ظلم را بر سر ظالمان خراب کرد. باید بنیان بساط جور و ستم اینان را از بیخ و بن برافکند و به جای آن نظامی بر سرکار آورد که عدالت و کرامت انسانی مردم را مبنای کار خود قرار دهد.